ساسان اشکش//خبر افزایش قیمت نان در روزهایی منتشر شد که مردم انتظار داشتند کالابرگ بتواند بخشی از فشار معیشتی را کم کند. نانی که همیشه سادهترین و ارزانترین غذای سفره ایرانیها بود، حالا با قیمت جدید، حتی برای بسیاری از خانوادههای خوزستانی هم بهسختی قابل تهیه است. این تغییر قیمت، روی تابلو نانواییها نشانهای است از سنگینتر شدن بار زندگی روزمره مردمی که همین حالا هم با حداقلها روزگار میگذرانند.
نان همیشه آخرین پناهگاه سفره مردم بوده؛ غذایی که در سختترین شرایط اقتصادی هم کنار خانوادهها مانده و اجازه نداده سفره کاملاً خالی شود. اما امروز، یک خانواده معمولی برای خرید روزانه ده نان باید حدود بیستوهشت هزار تومان هزینه کند؛ مبلغی که هر روز از جیب مردم برداشته میشود، آن هم فقط برای نان خالی. این عدد برای خانوادههای کارگری و کمدرآمد، فشار مستقیمی بر زندگی است و بخش قابل توجهی از درآمدشان را میبلعد.
در چنین شرایطی طبیعی است که نقش کالابرگ بهعنوان ابزار حمایت معیشتی زیر سؤال برود. کالابرگ قرار بود قدرت خرید مردم را حفظ کند، امنیت غذایی را تقویت کند و بخشی از هزینههای ضروری را پوشش دهد. اما وقتی نان،مهمترین کالای پایه سفره ایرانی گران میشود ، اثر حمایتی این طرح عملاً کمرنگ میشود و حتی از بین میرود. مردم حق دارند بپرسند: وقتی نان گران شده، کالابرگ چگونه میتواند سفره ما را حفظ کند؟
گرانی نان نشانهای است از کوچکتر شدن سفرهها، کاهش کیفیت تغذیه و سختتر شدن تأمین حداقلهای زندگی. امنیت غذایی از نان شروع میشود. اگر همین کالای ساده از دسترس اقتصادی مردم خارج شود، هیچ طرح حمایتی نمیتواند نقش واقعی خود را ایفا کند. لازم است سیاستهای حمایتی با واقعیت زندگی مردم هماهنگ باشد؛ نه با جدولها و بخشنامههایی که از سفره واقعی خانوادهها فاصله دارند.
