اروند خبر //عملکرد استاندار خوزستان در ماههای اخیر، بهویژه در نحوه تعامل با نیروها و فعالان حامی دولت، موجب شده است بخشی از بدنه حامیان دولت در استان نسبت به شرایط موجود گلایهمند و معترض باشند. این انتقادها بیش از آنکه متوجه اصل دولت یا رویکرد آن باشد، ناظر بر شیوه مدیریت استان و میزان توجه به نیروهایی است که در انتخابات ریاستجمهوری برای شکلگیری دولت چهاردهم تلاش کردند و امروز انتظار دارند در روند مدیریت استان نیز مورد توجه قرار گیرند.
در همین راستا، سید سبحان موسوی، قائممقام ستاد امید خوزستان در انتخابات ریاستجمهوری، در یادداشتی خطاب به رئیسجمهور، ضمن بیان دغدغهها و انتقادهای خود نسبت به وضعیت مدیریت استان، بر ضرورت بازنگری در شیوه مدیریت خوزستان، استفاده از نیروهای توانمند و توجه بیشتر به مطالبات بدنه اجتماعی و سیاسی حامی دولت تأکید کرده است. متن این یادداشت در ادامه میآید:
آقای رییسجمهور،خوزستان استانی است که بخش بزرگی از ثروت و منابع کشور را در خود جای داده است؛ استانی برخوردار از نفت و گاز، صنایع بزرگ، کشاورزی، منابع آبی، بنادر و ظرفیتهای گسترده اقتصادی. با این حال، مردم این استان همچنان با مشکلات و کمبودهایی مواجهاند که سالهاست تکرار میشوند و بسیاری از آنها هنوز راهحل پایدار و جدی پیدا نکردهاند. همین واقعیت، این پرسش را به وجود میآورد که چرا استانی با چنین ظرفیت عظیمی، همچنان باید درگیر مشکلات انباشته و بعضاً ابتدایی باشد؟
بخشی از پاسخ را باید در شیوه مدیریت جستوجو کرد. مدیریت صرفاً با سخنرانی، وعدههای امیدوارکننده یا برگزاری جلسات متعدد سنجیده نمیشود؛ آنچه برای مردم اهمیت دارد نتیجه است. جلسهای که به تصمیم و اقدام منتهی نشود، در نهایت چیزی جز صرف زمان و انرژی نیست و سخنرانیای که پشتوانه اجرایی نداشته باشد، به مرور فاصله میان مسئولان و مردم را بیشتر میکند. امروز خوزستان بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای دقیق، بهموقع و شجاعانه نیاز دارد و طبیعی است که در چنین شرایطی، مسئولان اجرایی استان باید بتوانند تصمیم بگیرند، مسئولیت تصمیم خود را بپذیرند و برای اجرای آن پیگیری و ایستادگی کنند. اداره استانی با این حجم از مسائل و مطالبات، با تردید و تعلل امکانپذیر نیست.
در کنار مسئله تصمیمگیری، موضوع استفاده از نیروهای توانمند و متخصص نیز اهمیت زیادی دارد. خوزستان برای عبور از شرایط موجود به مدیرانی کارآمد، باتجربه، متخصص و مستقل نیاز دارد. نباید معیار انتخاب مدیران صرفاً میزان هماهنگی و همسویی آنها باشد. استان زمانی میتواند از ظرفیتهای خود استفاده کند که همه نیروهای توانمند و کارشناسی آن، فارغ از نگاههای شخصی و محدود، در فرآیند مدیریت و تصمیمسازی به کار گرفته شوند. استاندار قدرتمند کسی است که بتواند از بهترین نیروها استفاده کند، حتی اگر آن نیروها استقلال رأی داشته باشند و در برخی موارد عملکرد مدیران را نقد کنند.
از سوی دیگر، وقتی درباره جذب اعتبارات و قرار گرفتن خوزستان در رتبه هفتم کشور سخن گفته میشود، باید این سؤال را نیز مطرح کرد که آیا چنین جایگاهی واقعاً در شأن خوزستان است؟ استانی با این میزان از منابع، ظرفیتهای اقتصادی و مشکلات انباشته، میتواند و باید برای قرار گرفتن در جایگاه نخست جذب اعتبارات و اجرای پروژههای ملی تلاش کند. البته موضوع فقط رتبه و عدد نیست؛ مسئله اصلی این است که مردم باید آثار این اعتبارات و اقدامات را در زندگی روزمره خود ببینند. مردم حق دارند بدانند اعتبارات جذبشده چه میزان از مشکلات آنها را کاهش داده و چه تغییری در زیرساخت، اشتغال، پروژههای نیمهتمام و کیفیت زندگی آنها ایجاد کرده است. در نهایت، آنچه برای مردم اهمیت دارد نتیجهای است که لمس میکنند، نه صرفاً آماری که در گزارشها ارائه میشود.
نکته قابل توجه دیگر این است که نارضایتی از شرایط موجود تنها در میان منتقدان دولت وجود ندارد. بخشی از حامیان دولت نیز امروز نسبت به وضعیت مدیریت استان گلایهمند و دلسرد هستند. کسانی که با امید به تغییر و بهبود شرایط از دولت حمایت کردند، انتظار داشتند این تغییر در رویکرد مدیریتی استان نیز دیده شود؛ انتظار داشتند از نیروهای توانمندتر استفاده شود، تصمیمها با جدیت بیشتری گرفته شود و مطالبات مردم با سرعت و جدیت بیشتری دنبال شود. طبیعی است که بیتوجهی به این نگرانیها میتواند به سرمایه اجتماعی دولت آسیب بزند و لازم است این صداها شنیده شود.
در چنین شرایطی، دولت باید با شجاعت و بدون ملاحظات غیرضروری، عملکرد مدیران خود را ارزیابی کند. رئیسجمهور نباید از تغییر مدیرانی که عملکرد قابل قبولی ندارند واهمه داشته باشد. تغییر یک مدیر ناکارآمد به معنای شکست دولت نیست؛ گاهی اصلاح یک مسیر و تغییر یک مدیریت، اقدامی ضروری برای بازگرداندن امید و اعتماد مردم است. در بسیاری از مواقع، هزینه ادامه یک مدیریت ضعیف و کماثر، بسیار بیشتر از هزینه تغییر آن خواهد بود.
خوزستان امروز به استانداری نیاز دارد که قدرتمند، تصمیمگیر، مستقل، متخصص و نتیجهگرا باشد؛ استانداری که در کنار برگزاری جلسات و ارائه برنامه، بتواند تصمیم بگیرد و اجرای آن را تا رسیدن به نتیجه دنبال کند؛ به جای وعدههای تکراری، اقدام عملی داشته باشد؛ به جای تمرکز بر آمار، نتیجه کار را به مردم نشان دهد و به جای تکیه بر یک حلقه محدود، از تمام ظرفیت نیروهای متخصص و کارآمد استان استفاده کند.
آقای رئیسجمهور، اگر قرار است اعتماد مردم و حتی حامیان دولت در خوزستان حفظ و تقویت شود، باید صدای این مطالبه شنیده شود. خوزستان دیگر فرصت آزمون و خطای طولانی ندارد و زمان آن رسیده است که درباره ادامه شیوه مدیریت استان، با نگاهی جدی و مسئولانه تصمیم گرفته شود. رئیسجمهور نباید از تغییر بترسد؛ باید از ادامه وضعیتی نگران باشد که میتواند مردم را ناامید و حامیان دولت را دلسرد کند. خوزستان استانی ثروتمند و برخوردار از ظرفیتهای کمنظیر است و مردم آن شایسته مدیریتی در تراز این ثروت و ظرفیت هستند؛ مدیریتی که بتواند منابع و توانمندیهای گسترده استان را به توسعه، اشتغال، رفاه و آیندهای بهتر برای مردم تبدیل کند. اکنون زمان تصمیم است؛ تصمیمی جدی، مسئولانه و در شأن خوزستان.

دیدگاه