اروند خبر – صولت احمدی //افشای وجود دهها هزار انشعاب غیرمجاز در محلات اهواز، تنها یک نقص فنی در شبکه برق نیست؛ بلکه پرده از یک «بحران مدیریتی و ترک فعل سازمان» برمیدارد. سالها اهمالکاری در شناسایی و جمعآوری این انشعابات و تعلل در اجرای طرحهای هوشمندسازی، اکنون به بهای سنگینی برای اقتصاد استان تمام شده است. خاموشیهای برنامهریزیشده و گسترده که ضربات زبانآور و جبرانناپذیری به بخشهای حیاتی تولید، صنعت و کشاورزی وارد کرده است.
از اواخر سال گذشته طرح مهتاب در سراسر کشور به اجرا درآمد. طرح مهتاب یا «مدیریت هدفمند تلفات انرژی برق» اهداف کلی مشخصی دارد که البته با توجه به شرایط استان های مختلف، بر جنبه های خاصی از کارکردهای این طرح تمرکز شده است. در استان خوزستان این طرح با محوریت پایش هوشمند تجهیزات اندازه گیری و شناسایی مصارف غیر مجاز، به منظور کاهش تلفات غیرفنی در تمامی نقاط استان و با تضمین عبور ایمن از روزهای اوج بار در تابستان عملیاتی شده است. این طرح بصورت منظم و مستمر و دو روز در هفته با هماهنگی عوامل ذیربط انجام میشود.
در هر مرحله از اجرای مانور طرح مهتاب در استان خوزستان، مدیرعامل توزیع نیروی برق استان، از عملکرد در این زمینه گزارشاتی را در رسانه خبری ایسنا منتشر میکرد طوری که طبق این آمار، خوزستان را می شود یکی از پیشتازان در اجرای طرح مهتاب در بین استانهای کشور دانست.
اما گفتگوی مدیر عامل شرکت توزیع نیروی برق اهواز با خبرگزاری ایسنا، پرده از رازی وحشتناک برداشته است. طبق اظهارات اخیر محمد فراتی (مورخ 11 شهریور) در خبرگزاری ایسنا، وجود رقم تکاندهنده ۴۰ هزار انشعاب غیرمجاز در منطقه ای مثل کوی علوی و هزاران مورد مشابه در اسلامآباد، نشاندهنده یک واقعیت تلخ است. این آمار صرفا مربوط به دو محله، از بیش از 130 محله در کلانشهر اهواز است و قطعا آمار مربوط به محلات دیگر در اهواز و همچنین دیگر شهرستانهای استان نیز قابل بررسی خواهند بود. اما آنچه مسلم است این اعداد نشان میدهند که مدیریت برق استان، سالها با یک «بحران پنهان» دستوپنجه نرم کرده است. بحرانی که در گزارشهای رسمی، یا مغفول مانده بود و یا احتمالاً با اعداد بسیار کوچکتر و با رویکردی «مصلحتی» پنهان شده بود و اعلام این آمار رسمی نیز ممکن است تنها، نوکِ کوهِ یخِ یک بحران بسیار بزرگتر باشد.
قطعا شناسایی این تعداد انشعاب غیرمجاز در یک محله یا شهرستان علیرغم اینکه کار بزرگی است اما وجود آن مایه افتخار نخواهد بود، چرا که تایید وجود این حجم از انشعابات غیرمجاز (که یک شبه به وجود نیامده است) یعنی اینکه «هژمونی یا حاکمیتِ شبکه» در آن منطقه از دست رفته است. حال پرسش اصلی اینجاست: چگونه چنین حجم عظیمی از انشعابات غیرمجاز توانستهاند سالها در چشم مدیریت برق پنهان بمانند؟ شاید محتمل ترین پاسخ در یک واژه نهفته باشد: «ترک فعل».
مدیریت برق استان، دانسته یا نادانسته، طی سنوات گذشته با تکیه بر روشهای سنتی و بازرسیهای پراکنده، نه تنها در شناسایی این انشعابات شکست خورده، بلکه در «جمعآوری و قانونی کردن» آنها نیز سالها دچار اهمالکاری بوده است. این تعلل و عدم پیگیری جدی، باعث شده است که بارِ ناشی از مصرفِ غیرقانونی آنها، به جای آنکه از طریق سیستمهای نظارتی مدیریت شود، مستقیماً به پایداری شبکه آسیب بزند.
پیامد این اهمالکاری، تنها یک «نقص فنی» نیست؛ بلکه یک «بحران اقتصادی» است. وقتی شبکه برق به دلیل فشار ناشی از انشعابات غیرمجاز و عدم هوشمندسازی، توان خود را از دست میدهد، مدیریت برق راهکار نهایی خود را در «خاموشیهای منظم و گسترده» قرار میدهد. این خاموشیها، برخلاف قطعِ برقهای گذرا، ضربات ساختاری به اقتصاد استان در بخش های صنعت و تولید، کشاورزی و مرغداریها، خدمات و کسبوکار وارد میکنند. شاید به نظر برسد که اعلام ِ زمان خاموشی ها از قبل، مدیریت برق استان را از عامل بودن در خسارات وارده به مشاغل و شهروندان تبرئه کند اما یقینا اهمال کاری های مذکور را می توان بصورت غیرمستقیم و باواسطه، عامل مهمی در بروز این خسارات قلمداد کرد.
در حالی که طرح «مهتاب» با وعدهی مدیریت هوشمند تلفات انرژی معرفی شده و آمار عملکردی مناسبی هم در استان ارایه شده است، اما واقعیت نشان میدهد که این طرح در خوزستان و در برابر واقعیتهای میدانی (حجم انشعابات غیرمجاز) از پیش شکست خورده است. مدیریت برق استان به جای تمرکز بر «پیشگیری هوشمند»، درگیر «مدیریتِ پیامدهایِ خودساخته ازاهمال کاری های گذشته» شده است. به عبارت دیگر، مدیریت برق به جای اینکه با هوشمندسازی، جلوی سرقت انرژی را بگیرد، با خاموشیهای اجباری، بارِ ناشی از این سرقت را از روی دوش شبکه برمیدارد و آن را به دوشِ تولیدکنندگان و شهروندان مجاز میاندازد. علاوه بر این مدیریت برق استان در یک چرخه نابود کننده نیز به دام افتاده است به اینصورت که انشعابات غیر مجاز (سرقت برق) باعث فشار به شبکه و در نتیجه اجرای خاموشی های اجباری و تعمیرات اضطراری می شود. از آنجا که این سازمان براساس درآمد – هزینه اداره می شود موارد ذکر شده نهایتا باعث کاهش درآمد و نبود بودجه برای هوشمند سازی خواهد شد که مجددا زمینه برای افزایش تعداد انشعابات غیر مجاز فراهم باقی می ماند. خروج از این چرخه به آسانی صورت نخواهد گرفت
از آنجایی که اجرای طرح هایی همچون طرح مهتاب، لزوم گذر از مدیریت سنتی به مدیریت هوشمند در این سازمان را یک ضرورت اجتناب ناپذیر نشان میدهد، باید پذیرفت که بحران برق در خوزستان، دیگر یک مسئلهی فنی نیست، بلکه یک «بحران مدیریتی» و مسئلهی «مسئولیتپذیری» است. اگر مدیریت برق استان نتواند با سرعت و با استفاده از ابزارهای هوشمند، روند شناسایی و جمعآوری انشعابات غیرمجاز را تسریع کند و از خاموشیهای اجباری ناشی از این نقصها جلوگیری کند، با یک بحران اعتماد در اقتصاد استان روبرو خواهد بود.
وقت آن رسیده است که مسئولان به جای ارائه گزارشهای احتمالی، پاسخ این پرسش ها را بدهند:
چگونه هزینهی سالها اهمالکاری شما، از جیب تولیدکنندگان، کشاورزان و دیگر شهروندان استان پرداخت میشود؟
این وضعیت نابسامان تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
برای تسریع خروج از این چرخه نابود کننده و رسیدن به شرایط ایده آل چه اقدامات ضروری پیش بینی و اجرا خواهد شد؟
نهادهای نظارتی استان، چگونه بر این وضعیت و اجرای راه های برون رفت آن نظارت خواهند کرد؟
قطعا جواب مدیران محترم هر چه باشد، باید در عمل و قبل از ورود به خاموشی های سال بعد، به شهروندان بیان شود. اما پایگاه خبری سمرنامه این آمادگی را دارد تا پاسخ مدیریت توزیع انرژی برق استان و گزارشات احتمالی در این زمینه را نیز منتشر نماید.

دیدگاه