اروند خبر ـ علی مجدم//بر اساس آمار سال ۱۴۰۳ وزارت صنعت، معدن و تجارت، خوزستان با ۴۳ واحد صنعتی فعال به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت، در رتبه ۳۰ کشور قرار گرفته است؛ جایگاهی که این استان صنعتی را تنها بالاتر از سیستانوبلوچستان قرار میدهد. این رتبه در حالی به دست آمده که خوزستان از مهمترین قطبهای نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد و صنایع مادر کشور محسوب میشود و سهم قابل توجهی از منابع و زیرساختهای صنعتی ایران را در اختیار دارد. این تناقض نشان میدهد که برخورداری از صنایع بزرگ الزاماً به معنای شکلگیری یک اقتصاد صنعتی گسترده، متنوع و متکی بر بنگاههای کوچک و متوسط نیست.
مسئله خوزستان را نمیتوان صرفاً کمبود سرمایهگذاری یا نبود ظرفیت صنعتی دانست؛ چالش اصلی، ضعف در تبدیل ظرفیتهای موجود به زنجیرههای تولید و بنگاههای فعال و پایدار است. اقتصاد استان طی دهههای گذشته بیش از اندازه به صنایع بزرگ و سرمایهبر متکی بوده و در بسیاری از موارد، حلقههای پاییندستی و صنایع کوچک و متوسط متناسب با این ظرفیتها شکل نگرفتهاند. در چنین شرایطی، افتتاح یک واحد بزرگ صنعتی اگرچه در آمار سرمایهگذاری قابل توجه است، اما الزاماً به همان نسبت اشتغال و ارزش افزوده در اقتصاد محلی ایجاد نمیکند. از سوی دیگر، مشکلاتی مانند تأمین مالی، فرسودگی تجهیزات، بازار فروش و انباشت بدهیها نیز بخشی از واحدهای موجود را با کاهش ظرفیت یا توقف فعالیت مواجه کرده است. بنابراین، رتبه پایین خوزستان در این شاخص باید بهعنوان نشانهای از یک مشکل ساختاری در توسعه صنعتی استان مورد توجه قرار گیرد.
اکنون ضرورت دارد سیاست صنعتی خوزستان از تمرکز صرف بر صنایع بزرگ به سمت تکمیل زنجیره ارزش و توسعه گسترده صنایع کوچک و متوسط تغییر کند. نفت، پتروشیمی، فولاد، نیشکر، کشاورزی و سایر صنایع مادر استان میتوانند به جای جزیرههای مستقل، به هستههای شکلگیری صدها و هزاران واحد پاییندستی، خدمات فنی و مهندسی، صنایع تبدیلی و شرکتهای دانشبنیان تبدیل شوند. پرسش اساسی از مدیریت اقتصادی استان این است که چرا استانی با این حجم از منابع و صنایع مادر، در شاخص تعداد واحدهای صنعتی فعال سرانه در رتبه سیام کشور قرار گرفته است؟ خوزستان بیش از آنکه با کمبود مزیت مواجه باشد، با ضعف در تبدیل مزیت به بنگاه، اشتغال و ارزش افزوده روبهروست؛ و عبور از این وضعیت نیازمند بازنگری جدی در سیاستهای صنعتی و سرمایهگذاری استان است.

دیدگاه