سعید لیلاز و کریم خان زند

تاریخ و ساعت ۱۴۰۵/۰۷/۲۴ - ۱۴:۴۱ زمان مطالعه 3 دقیقه کد خبر ARV--621-02242

صادق سامانی – آروند خبر//نقد سخنان منسوب به سعید لیلاز درباره کریم‌خان زند، با مضمون یک لر بی‌سواد، مستلزم تفکیک میان واقعیت تاریخی، داوری ارزشی و تحلیل علمی است. در تاریخ‌پژوهی دانشگاهی، هیچ شخصیت تاریخی…

صادق سامانی – آروند خبر//نقد سخنان منسوب به سعید لیلاز درباره کریم‌خان زند، با مضمون یک لر بی‌سواد، مستلزم تفکیک میان واقعیت تاریخی، داوری ارزشی و تحلیل علمی است. در تاریخ‌پژوهی دانشگاهی، هیچ شخصیت تاریخی را نمی‌توان صرفاً با یک صفت، بدون تعریف دقیق مفاهیم و ارائه شواهد معتبر، ارزیابی کرد. واژه بی‌سواد نیز مفهومی چندوجهی است و باید میان فقدان آموزش رسمی، ناتوانی در خواندن و نوشتن و نداشتن دانش سیاسی و مدیریتی تمایز گذاشت. حتی اگر محدودیت آموزش رسمی کریم‌خان با اسناد تاریخی اثبات شود، نمی‌توان از این واقعیت به‌تنهایی نتیجه گرفت که او فاقد عقلانیت سیاسی یا توانایی حکمرانی بوده است؛ چنین استنتاجی از نظر روش‌شناسی، تعمیمی ناروا و از نظر منطقی، استدلالی ناقص محسوب می‌شود.

از منظر تاریخ سیاسی، کریم‌خان زند در یکی از پرآشوب‌ترین دوره‌های تاریخ ایران، پس از فروپاشی نظم سیاسی نادرشاه افشار، توانست قدرت خود را تثبیت کند و شیراز را به مرکز حکومتش تبدیل سازد. ارزیابی علمی کارنامه او مستلزم بررسی مجموعه‌ای از متغیرها، از جمله شیوه ائتلاف‌سازی سیاسی، سازمان‌دهی قدرت، سیاست‌های اقتصادی، امنیت قلمرو، توسعه شهری و رابطه حکومت با گروه‌های اجتماعی است. البته این رویکرد به معنای تقدیس کریم‌خان یا نادیده‌گرفتن محدودیت‌های حکومت او نیست؛ بلکه تأکید می‌کند که ارزیابی تاریخی باید بر شواهد مستند و تحلیل پیامدهای واقعی تصمیم‌های سیاسی استوار باشد، نه بر صفاتی که به‌تنهایی قدرت تبیین‌کنندگی محدودی دارند.

بخش دیگری از این مسئله به کاربرد هویت قومی در داوری‌های تاریخی مربوط می‌شود. لر بودن کریم‌خان زند، به‌عنوان بخشی از هویت تاریخی او، فی‌نفسه نه امتیاز است و نه نقطه‌ضعف؛ اما هنگامی که نام یک قوم در کنار صفتی تحقیرآمیز قرار می‌گیرد، احتمال تبدیل هویت قومی به ابزار ارزش‌گذاری سلسله‌مراتبی افزایش می‌یابد. از منظر جامعه‌شناسی، چنین زبانی می‌تواند بازتاب‌دهنده نوعی پیش‌داوری نمادین باشد که در آن، تعلق قومی به‌جای عملکرد و شایستگی فرد، مبنای داوری قرار می‌گیرد. معیار علمی اقتضا می‌کند که شخصیت‌های تاریخی، فارغ از قومیت و تبارشان، با شاخص‌های یکسان و بر اساس اسناد تاریخی ارزیابی شوند؛ زیرا هرگونه تفاوت در معیارهای داوری، اعتبار تحلیل را مخدوش می‌کند.

از منظر روش‌شناسی تاریخ، نقد کریم‌خان زند باید میان روایت‌های ستایش‌آمیز و روایت‌های تخریب‌گرایانه فاصله بگیرد. نه لقب‌هایی مانند وکیل‌الرعایا به‌تنهایی اثبات‌کننده عدالت اجتماعی و مردم‌مداری حکومت او هستند و نه ادعای محدودبودن سواد او می‌تواند مبنای نفی دستاوردهای سیاسی و مدیریتی‌اش قرار گیرد. تاریخ‌نگاری علمی با بررسی اعتبار منابع، مقایسه روایت‌های هم‌عصر و متأخر، تحلیل زمینه‌های اجتماعی و سیاسی و ارزیابی پیامدهای حکومت، به داوری می‌رسد. بنابراین، اگر سخنی درباره کریم‌خان فاقد ارجاع روشن به منابع معتبر باشد یا از یک ویژگی فردی نتیجه‌ای کلی درباره صلاحیت تاریخی او استخراج کند، باید از نظر اعتبار شواهد و انسجام استدلال مورد پرسش قرار گیرد.

در نهایت، مسئله اصلی در نقد سخنان منسوب به سعید لیلاز، دفاع بی‌قیدوشرط از کریم‌خان زند نیست، بلکه دفاع از معیارهای عقلانی و علمی در مواجهه با تاریخ ایران است. روشنفکری تاریخی زمانی اعتبار دارد که به‌جای تکیه بر تعابیر تحریک‌آمیز، مفاهیم را دقیق تعریف کند، شواهد قابل ارزیابی ارائه دهد و میان نقد عملکرد یک حاکم و تحقیر هویت قومی او مرز بگذارد. اگر کریم‌خان زند شایسته نقد است، باید با اسناد تاریخی و تحلیل کارنامه حکمرانی‌اش نقد شود، نه با برچسب‌زنی؛ زیرا جایگزین‌کردن داوری شتاب‌زده به‌جای استدلال مستند، نه نشانه تفکر انتقادی، بلکه عدول از الزامات پژوهش علمی است. البته برای نسبت‌دادن قطعی این عبارت به سعید لیلاز و ارزیابی دقیق بافت معنایی آن، بررسی متن کامل یا فایل سخنان او ضروری است.

لینک خبر:https://arvandkhabar.ir/?p=2242
امتیاز این خبر0 از ۵ (0 رأی)
آخرین بروزرسانی: ۱۴۰۵/۰۷/۲۴ ۱۴:۴۱

دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید

نظر شما پس از بررسی منتشر خواهد شد.