تحزب، مسئولیت سیاسی و ضرورت همسویی اختیار و پاسخگویی

دکتر خالد بیت سعیدـ اروندخبر//در نظام‌های مردم‌سالار، انتخابات تنها انتخاب افراد نیست؛ انتخاب یک مسیر، یک برنامه و یک رویکرد برای اداره کشور است.* مردم زمانی که پای صندوق رأی حاضر می‌شوند، به مجموعه‌ای از وعده‌ها، دیدگاه‌ها و راهکارها رأی می‌دهند و انتظار دارند جریان پیروز بتواند در چارچوب قانون، برنامه‌های خود را به اجرا بگذارد.

فلسفه وجودی احزاب نیز دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند. حزب فقط ابزاری برای رقابت انتخاباتی نیست؛ حزب باید برنامه داشته باشد، نیرو تربیت کند، مسئولیت اجتماعی بپذیرد و در زمان اداره کشور نیز در تحقق وعده‌هایی که برای آن تلاش کرده است، نقش ایفا کند

اگر احزاب در زمان انتخابات برای پیروزی یک گفتمان تلاش کنند، اما پس از تشکیل دولت از فرآیند تصمیم‌سازی و مدیریت کنار گذاشته شوند، در عمل مفهوم تحزب و مسئولیت سیاسی تضعیف خواهد شد نمی‌توان از یک جریان سیاسی انتظار داشت برای موفقیت یک دولت تلاش کند، اما در زمان اجرای برنامه‌ها هیچ نقشی در انتخاب نیروهای توانمند و همسو با آن برنامه نداشته باشد.

البته حضور احزاب در ساختار مدیریتی هرگز به معنای سهم‌خواهی، حذف شایستگان یا تقسیم مناصب میان افراد نزدیک به جریان سیاسی نیست اصل نخست، شایسته‌سالاری است. مدیر باید متخصص، توانمند، پاکدست و دارای قدرت حل مسئله باشد. اما در کنار این ویژگی‌ها، هماهنگی فکری و همراهی با برنامه‌های دولت نیز یک عامل مهم در موفقیت مدیریت اجرایی است

دولتی که برنامه‌ای را به مردم ارائه کرده و بر اساس آن رأی گرفته است، برای اجرای آن برنامه نیازمند تیمی هماهنگ و پاسخگو است*. تجربه نظام‌های سیاسی موفق نشان داده است که *میان مسئولیت سیاسی، اختیار اجرایی و پاسخگویی عمومی باید تعادل برقرار باشد.

یکی از نگرانی‌هایی که در فضای سیاسی کشور مطرح می‌شود، افزایش تأثیرگذاری جریان‌های خارج از دولت بر فرآیند انتصابات اجرایی است. نقش نظارتی مجلس یک اصل مهم و قانونی است، اما باید میان «نظارت» و «دخالت در مدیریت اجرایی» مرز روشنی وجود داشته باشد.

گاهی برای درک عمق یک مسئله، باید به نشانه‌های کوچک اما معنادار توجه کرد. نقل می‌شود که *در برخی شهرستان‌ها، اگر روزی هم‌زمان استاندار و نماینده مجلس وارد یک شهر شوند، بعضی مدیران محلی ترجیح می‌دهند در کنار نماینده قرار گیرند؛ نه به دلیل جایگاه قانونی بالاتر، بلکه از این نگرانی که آینده مدیریتی آنان ممکن است بیشتر تحت تأثیر نگاه نماینده باشد تا ارزیابی عملکردشان از سوی دولت

اگر چنین احساسی در بدنه اجرایی شکل بگیرد، باید آن را هشداری برای بازنگری در توازن میان نهادهای تصمیم‌گیر دانست. نماینده مجلس جایگاه ارزشمند و قانونی خود را دارد و نقش او دفاع از حقوق مردم و نظارت بر عملکرد دولت است؛ اما مدیریت اجرایی کشور باید بر اساس برنامه دولت، قوانین و معیارهای شایستگی اداره شود.

هیچ نظام مدیریتی موفقی با شرایطی که مدیران آن به جای یک مسیر مشخص، تحت تأثیر چند مرکز قدرت قرار گیرند، نمی‌تواند به اهداف خود دست یابد*. مدیر اجرایی باید بداند معیار ماندگاری او، کارآمدی، پاکدستی، خدمت به مردم و تحقق اهداف نظام اجرایی کشور است.

مسئله اصلی امروز کشور، رقابت بر سر صندلی‌ها نیست؛ مسئله اصلی اعتماد عمومی، کارآمدی و توان حل مشکلات مردم است احزاب باید مسئولیت‌پذیر باشند، دولت‌ها باید اختیار متناسب با مسئولیت خود داشته باشند و همه جریان‌های سیاسی باید بپذیرند که معیار نهایی، منافع ملی و رضایت مردم است.

نبض ایران بر این باور است که دموکراسی بدون تحزب ناقص است و تحزب بدون مسئولیت‌پذیری نیز به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. راه درست، پیوند میان شایسته‌سالاری، برنامه‌محوری، اختیار اجرایی و پاسخگویی سیاسی است

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه خود را بنویسید
نام خود را وارد کنید