اروند خبر- علی مجدم //از «حُبُّ الْحُسَیْنِ یَجْمَعُنَا» تا پیام جاودانه «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا»
چه چیزی میلیونها انسان را وا میدارد که گرمای سوزان، خستگی راه و دشواری سفر را به جان بخرند و صدها کیلومتر را تنها با یک مقصد طی کنند؟ پاسخ را نه در آمارها باید جستوجو کرد و نه در تحلیلهای صرف سیاسی و اجتماعی؛ پاسخ در همان جملهای نهفته است که این سالها بر پرچمهای اربعین نقش بسته است: «حُبُّ الْحُسَیْنِ یَجْمَعُنَا»؛ محبت حسین(ع) ما را گرد هم آورده است.
اربعین، تنها چهلمین روز شهادت امام حسین(ع) نیست؛ اربعین، بازگشت حقیقت به متن تاریخ است. اگر عاشورا، روز ایثار و شهادت بود، اربعین روز ماندگاری پیام آن است؛ روزی که نهضت کربلا از مرزهای زمان و جغرافیا عبور کرد و به سرمایهای مشترک برای همه آزادگان جهان تبدیل شد.
امام حسین(ع) پیش از آغاز قیام، هدف خود را با صراحت بیان کرد: «إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي»؛ من برای اصلاح امت جدم قیام کردم. این جمله، منشور نهضتی است که در آن قدرت هدف نیست، بلکه عدالت، کرامت انسان و اصلاح جامعه مقصد نهایی است.
اما اگر عاشورا با شهادت پایان مییافت، شاید تنها رویدادی بزرگ در تاریخ اسلام باقی میماند. آنچه کربلا را جاودانه کرد، روایتگری بود؛ روایتی که با خطبههای حضرت زینب(س) در کوفه و شام آغاز شد و با صبر و روشنگری امام سجاد(ع) ادامه یافت. آن هنگام که ابنزیاد با غرور پرسید: «کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟» بانوی کربلا پاسخی داد که تاریخ را دگرگون کرد: «ما رأیتُ إلا جمیلاً»؛ جز زیبایی ندیدم. این سخن، روایت پیروزی حقیقت بر شمشیر بود.
در فرهنگ عاشورا، جمله «هیهات منا الذلة» تنها یک شعار نیست؛ منشوری برای زیست عزتمندانه انسان است. این پیام، مرز زمان را درنوردیده و به همه نسلها یادآوری میکند که انسان، همواره در برابر انتخاب میان حق و باطل، عدالت و ستم، آزادگی و تسلیم قرار دارد.
در همین چارچوب، عبارت مشهور «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» اگرچه حدیثی با سند معتبر از معصومان(ع) نیست، اما طی قرنها به عنوان تعبیری فرهنگی و الهامبخش، این حقیقت را بازگو کرده است که کربلا محدود به سال ۶۱ هجری و سرزمین نینوا نیست؛ هر روز میتواند صحنه آزمون انسان باشد و هر سرزمینی میتواند میدان دفاع از حقیقت، عدالت و کرامت انسانی گردد.
زیارت اربعین که از امام حسن عسکری(ع) نقل شده و از نشانههای مؤمن برشمرده شده است، فلسفه این حرکت را به زیبایی ترسیم میکند؛ امام حسین(ع) جان خویش را فدا کرد تا بندگان خدا را از گمراهی و سرگردانی نجات دهد. این نگاه، عاشورا را از یک حادثه تاریخی به مدرسهای دائمی برای هدایت انسان تبدیل میکند.
اربعین، روایت دیگری نیز دارد؛ روایت مردمانی که بدون چشمداشت، سفرههای خود را بر روی میلیونها زائر میگشایند. در این مسیر، رقابت جای خود را به رفاقت، منفعت به ایثار و محاسبات اقتصادی به فرهنگ بخشش میدهد. موکبها تنها محل پذیرایی نیستند؛ دانشگاهی هستند که در آن کرامت انسان، مهماننوازی و خدمت بیمنت آموزش داده میشود.
در روزگاری که جهان با بحران اعتماد، گسترش تنهایی، شکافهای اجتماعی و خشونت روبهرو است، اربعین الگویی متفاوت پیش روی بشریت قرار میدهد؛ الگویی که نشان میدهد محبت میتواند میلیونها انسان را بدون اجبار، تبلیغات و منفعتطلبی گرد هم آورد. این همان قدرت نرم فرهنگ حسینی است؛ قدرتی که نه از سلاح، بلکه از ایمان، اخلاق و محبت سرچشمه میگیرد.
شاید راز ماندگاری نهضت حسینی نیز همین باشد که امام حسین(ع) برای پیروزی نظامی قیام نکرد؛ او برای زنده ماندن حقیقت قیام کرد. از همین رو، دشمنان توانستند کاروانی را به اسارت ببرند، اما نتوانستند پیام آن را به اسارت بکشند.
امروز، میلیونها زائر در مسیر نجف تا کربلا، تنها یک راه را طی نمیکنند؛ آنان روایتی را ادامه میدهند که از ظهر عاشورا آغاز شد و هنوز پایان نیافته است. روایتی که به انسان میآموزد عدالت، آزادگی، مسئولیتپذیری و کرامت، ارزشهایی فراتر از مرزها و زمان هستند.
و شاید بتوان پیام اربعین را در همین چند واژه خلاصه کرد: محبت، وحدت، آگاهی و مسئولیت.
زیرا «حُبُّ الْحُسَیْنِ یَجْمَعُنَا» تنها یک شعار نیست؛ حقیقتی است که هر سال در جادههای منتهی به کربلا به تصویر کشیده میشود و یادآور این پیام جاودانه است که راه حسین(ع)، راه بیداری وجدان انسان و پاسداری از حقیقت است.

دیدگاه