علی مجدم ـ اروندخبر //در شرایطی که خوزستان همزمان با فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم، پیامدهای جنگ ، فرسودگی زیرساختها و انباشت مطالبات اجتماعی روبهروست نادیده گرفتن ظرفیت نهادهای سیاسی و مدنی یک خطای مدیریتی ساده نیست مسئله مستقیماً به سرمایه اجتماعی و توان استان برای عبور از بحرانها مربوط میشود. در چنین وضعیتی جامعه بیش از هر زمان دیگری به تشکلهایی نیاز دارد که بتوانند میان مردم و ساختار تصمیمگیری نقش واسط ایفا کنند صدای جامعه را منتقل کنند و در مقابل تصمیمات و سیاستهای عمومی را برای مردم توضیح دهند.
خوزستان در روزهای سخت، بیش از هر چیز به گفتوگو و اعتماد نیاز دارد
خوزستان استانی نیست که بتوان مسائل آن را تنها با تقدیرنامه، بخشنامه و دستور اداری مدیریت کرد. اینجا نفت، آب، کشاورزی، صنعت، محیطزیست، اشتغال، شهرهای بزرگ و کوچک، اقوام و گروههای اجتماعی مختلف و مجموعهای از مطالبات قدیمی و جدید در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. هر تصمیم مدیریتی، خواه در حوزه آب باشد یا اشتغال و محیطزیست، با زندگی بخش بزرگی از مردم ارتباط مستقیم پیدا میکند. همین پیچیدگی ضرورت حضور نهادهای سیاسی و مدنی در فرآیند تصمیمسازی را دوچندان میکند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است هرجا میان مردم و مدیران فاصله ایجاد شده، سوءتفاهم و بیاعتمادی نیز فرصت بیشتری برای رشد پیدا کرده است. احزاب، تشکلهای مردمنهاد، گروههای صنفی و غیره میتوانند بخشی از این فاصله را پر کنند. این موضوع در شرایط جنگ و تحریم اهمیت بیشتری پیدا میکند. فشار اقتصادی، محدودیت منابع، آسیب به کسبوکارها، دشواریهای معیشتی و نگرانیهای اجتماعی، ظرفیت دستگاههای دولتی را تحت فشار قرار میدهد. در چنین شرایطی نمیتوان همه امور را بر دوش ساختار اداری گذاشت و از جامعه انتظار داشت صرفاً نظارهگر باشد. سرمایه اجتماعی اگر بهدرستی سازماندهی شود خودش بخشی از ظرفیت مدیریت بحران است.
احزاب و تشکلهایی مدنی بخشی از جامعه هستند مدیران ارشد استان نباید صرفاً هنگام انتخابات این تشکل ها را مورد توجه قرار دهند یا صرفا از جهت رفع تکلیف نشست های بدونه نتیجه مشابه نشست های استاندار خوزستان با جبهه اصلاحات استان برگزار و روایت یک طرفه خود را منتشر کند. متاسفانه استاندار خوزستان در نشست های جبهه اصلاحات استان به هیچ کدام از مطالبات سیاسی و صنفی جبهه عمل نکرده است. و جالبتر اینکه بعد از انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات سال قبل خانه احزاب، استاندار محترم با وجود درخواست های مکرر هیچ نشستی با ستاد تشکل ها و نهادهای مردمی دکتر پزشکیان در استان، هیأت رئیسه و اعضای شورای مرکزی خانه احزاب برگذار نکرده است. و این باعث میشود که کانال گفتوگو بسته شود. وقتی فعال اجتماعی احساس کند هیچ راهی برای رساندن دیدگاه خود به مدیران ندارد، طبیعی است که اعتراض از مسیر گفتوگوی سازمانیافته به فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی منتقل شود. این اتفاق الزاماً به نفع دولت یا جامعه نیست.
در سالهای اخیر نمونههای متعددی از ورود تشکلهای خوزستان به مسائل عمومی دیده شده است. برای نمونه، تشکلهای سیاسی استان درباره آلودگی هوا و مشکلات زیستمحیطی موضعگیری کردهاند و گروهی از نویسندگان، روزنامهنگاران، هنرمندان، کنشگران و استادان دانشگاه نیز درباره مسائل خوزستان خطاب به رئیسجمهور نامه نوشتهاند. این موارد نشان میدهد ظرفیت مدنی در استان وجود دارد مسئله اصلی، چگونگی سازماندهی و استفاده درست از این ظرفیت است.
لذا پیشنهاد می کنم
استاندار محترم ضمن پیگیری مطالبات احزاب و تشکل های مدنی یک شورای گفتوگوی اجتماعی خوزستان با حضور نمایندگان احزاب و تشکلها ایجاد کند (در مجموعه تالار گفتگو). شورایی که جلسه آن صرفاً تشریفاتی نباشد و موضوعات مشخص برای بررسی داشته باشد. میتوان برای مسائل مهم استان کارگروههای تخصصی با حضور دبیران احزاب، دانشگاهیان، تشکلها، کارشناسان دستگاههای اجرایی و نمایندگان جامعه مدنی تشکیل داد. حتی میتوان گزارش عملکرد این جلسات و میزان اجرای پیشنهادهای مصوب را به صورت دورهای منتشر کرد.
خوزستان امروز به مدیرانی نیاز دارد که در کنار همسو بودن با دولت پزشکیان، صدای جامعه را بشنوند. جنگ و تحریم فرصت آزمودن سرمایه اجتماعی نیست.
بیپاسخ گذاشتن صدای جامعه نه اختلاف را از بین میبرد و نه مطالبه را.
خوزستان زمانی میتواند از بحرانهای انباشته عبور کند که مردم فقط مخاطب تصمیمهای مدیران نباشند، بلکه بخشی از فرآیند تصمیمسازی باشند. احزاب و نهادهای مدنی دقیقاً برای همین نقطه شکل گرفتهاند نه برای آنکه جای دولت را بگیرند، بلکه برای آنکه میان دولت و جامعه پلی بسازند.
اگر این پل خراب شود نخستین چیزی که آسیب میبیند، اعتماد عمومی است و بازسازی اعتماد بسیار دشوارتر از حفظ آن است.

دیدگاه