علی مجدم – اروند خبر // هورالعظیم را نمیتوان صرفاً یک عرصه طبیعی دید که هر زمان تصمیمی برای توسعه نفتی گرفته شد، بخشی از آن را به فعالیت صنعتی اختصاص داد. این تالاب بخشی از یک مجموعه تالابی فرامرزی میان ایران و عراق است و در بخش ایرانی، حدود ۹۰ هزار هکتار از پهنه آن در شرایط طبیعی قابلیت آبگیری دارد. اما در شهریور ۱۴۰۵، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان اعلام کرد که کمتر از ۳۸ درصد این پهنه آب دارد و حتی کیفیت بخشی از همین آب نیز مناسب نیست. بر اساس همان توضیحات، مطالعات دانشگاه شهید چمران نیاز آبی سالانه هور را بسته به شرایط آبی حدود ۱.۴ تا ۱.۸ میلیارد مترمکعب برآورد کرده است. در چنین شرایطی، موضع من روشن است: با احداث و توسعه میدانهای نفتی در داخل هورالعظیم موافق نیستم و معتقدم توسعه جدید در قلب تالاب باید متوقف شود. میدان نفتی فقط چاه نفت نیست؛ مجموعهای از جادهها، خطوط لوله، تأسیسات، رفتوآمد و فعالیتهای عمرانی را با خود به همراه میآورد. در مورد سهراب نیز طرح اولیه که ۲۳ پد با حدود ۶۹ هکتار را شامل میشد، در طرح جدید به ۶ پد با حدود ۱۸ هکتار کاهش یافته و ۲۰ حلقه چاه جدید پیشبینی شده است. این کاهش مداخله قابل توجه است، اما به معنای از بین رفتن آثار پروژه نیست. حتی در وضعیت فعلی، مدیرکل محیط زیست خوزستان از وجود نزدیک به ۳۰۰ سازه بزرگ و کوچک برای مدیریت جریان هیدرولوژیک آب در پهنه تالاب خبر داده و حدود ۲ هزار هکتار از محدوده ۹۰ هزار هکتاری نیز دربرگیرنده جادهها و پدها و مسیرهای دسترسی موجود است. بنابراین آثار توسعه را نمیتوان فقط به سطح یک پد یا یک چاه محدود کرد. مهمتر اینکه پیامدهای توسعه به طبیعت محدود نمیماند. وقتی منابع طبیعی و ظرفیتهای تالاب تضعیف شود، کسبوکارهای محلی، دامداری، کشاورزی و مشاغل وابسته به تالاب آسیب میبینند و کاهش درآمد میتواند به مهاجرت و خالیشدن تدریجی روستاهای پیرامون منجر شود. بنابراین ارزیابی یک پروژه نفتی در هور نباید فقط با میزان تولید و درآمد نفت سنجیده شود؛ هزینه اجتماعی و اقتصادی آن برای مردم منطقه نیز باید در محاسبات قرار گیرد.
گردشگری نیز یکی از سرمایههایی است که ممکن است در این فرایند نادیده گرفته شود. هورالعظیم ظرفیت قابل توجهی برای طبیعتگردی، پرندهنگری و گردشگری بومی دارد و این ظرفیت میتواند برای روستاهای اطراف اشتغال و درآمد پایدار ایجاد کند. اما گسترش تأسیسات نفتی، جادهها، خطوط انتقال و تغییر سیمای طبیعی منطقه، در کنار کاهش آب، میتواند جذابیت گردشگری هور را از بین ببرد. این نگرانی صرفاً نظری نیست؛ مطالعات علمی درباره تغییرات هورالعظیم نشان دادهاند که پهنههای آبی تالاب در فاصله ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۰ حدود ۱۴۸ هزار هکتار کاهش داشته و در فاصله ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ نیز ۹۱۰۷ هکتار دیگر کاهش یافته است؛ پژوهشگران این روند را در سناریوهای مختلف آینده نیز بررسی کردهاند. در چنین شرایطی، هر مداخله جدید باید با احتیاط بیشتری سنجیده شود. مسئله حقابه هورالعظیم نیز در مرکز این بحث قرار دارد. نمیتوان همزمان درباره توسعه در تالاب تصمیم گرفت و مسئله آب را به آینده موکول کرد. حقابه هور باید دقیقاً مشخص، تأمین آن قابل اندازهگیری و مسئولیت دستگاههای متولی در برابر آن روشن باشد. وقتی تالاب از نیاز آبی خود فاصله دارد، پیامد آن فقط خشکشدن نیزار یا از بین رفتن زیستگاه نیست؛ گردوغبار، کاهش تنوع زیستی، آسیب به دامداری و کشاورزی، کاهش گردشگری و افزایش فشار اقتصادی بر روستاهای اطراف نیز میتواند به دنبال آن بیاید. اهمیت موضوع زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم بخش ایرانی هور از نظر هیدرولوژیک از بخش هویزه در عراق جدا نیست و کنوانسیون رامسر نیز بر ماهیت فرامرزی این مجموعه و ضرورت مدیریت هماهنگ آن تأکید کرده است. بنابراین ارزش هور فقط در سطح زمین و آب آن نیست؛ خدمات اکوسیستمی، امنیت زیستی، اقتصاد محلی و ظرفیت گردشگری آن نیز بخشی از سرمایه واقعی منطقه محسوب میشود.
در مورد میدان سهراب و طرحهای مشابه، نخستین سؤال باید این باشد که آیا واقعاً همه گزینههای خارج از محدوده تالاب بررسی شدهاند یا خیر. طرح توسعه سهراب با هدف تولید ۳۰ هزار بشکه نفت در روز و تولید تجمعی حدود ۱۶۰ میلیون بشکه در طول ۲۰ سال طراحی شده است؛ بنابراین با یک مداخله کوتاهمدت مواجه نیستیم و آثار آن باید در افق چند دههای سنجیده شود. این طرح شامل حفاری ۲۰ حلقه چاه جدید، تعمیر دو چاه موجود، احداث تأسیسات فرآیندی و خطوط انتقال است؛ برای انتقال نفت نیز خط لولهای حدود ۵۷ کیلومتر با قطر ۱۴ اینچ و خط لوله جریانی با مجموع طول حدود ۶۰ کیلومتر پیشبینی شده است.

دیدگاه